|
گفت: آماده حرکت شو، گفتم از سرمای زمستان خسته ام ، گفت: بهاری دیگر در راه است، تلاشی نو آغاز کن، گفتم: سرمای سخت زمستان، توان حرکت از من ربوده، گفت: دلت را به او بسپار، دستانت را به من، ما با هم میتوانیم، نو روزی دیگر آغاز کنیم. نوروز یکهزار و سیصد و هشتاد و هشت بر همه مبارک و شاد باد. پی نوشت : - امیدوارم واقعاْ امسال سال خوبی باشد... - دلم خیلی تنگ شده برای خیلی ها امیدوارم دل همه خوش باشد... - سال نو مبارک ...
روزهای آخر سال مانند آدامسی میشه که کش میاد و شیرینی چندانی نداره، بی صبرانه منتظریم تا سال به آخر برسه و سال جدید خرامان و نازکنان شروع بشه به امید روز و روزگاری بهتر و روزهایی رنگی .... من زیاد از آمدن عید و شلوغی قبل و بزرگ جلوه دادن سال نو خوشم نمیاد... راستش این روزهای پایانی سال بیشتر من را یاد خاطرات تلخ و خیلی از روزهای از دست رفته میاندازه . بیشتر به یاد تصمیمهایی می افتم که عمل نکردم، به یاد روزهایی که خیلی منتظر نشستم تا رفتهای برگرده ولی افسوس... به یاد کودکی ها و سفرها و رفتن ها و قول و قرارها می افتم... این روزها همه ما به این فکر میکنیم که چقدر زود گذشت و تصمیم میگیریم سال بعدی بهترین سال زندگیمون باشه... به هر حال، چه بخواهیم و چه نخواهیم سال هزار و سیصد و هشتاد و هشت شمسی کش دار در راه است.... امیدوارم سال دیگر همین موقع از خوشی و خوبی های سال 88 بنویسیم و شاد باشیم ... پینوشت: ۱. ماهی قرمز سه بال خریدم یه کم بوی عید میاد.... ۲. دلم هوای جاده ها و بوی بهار رو کرده....
به آرامی آغاز به مردن ميكنی به آرامی آغاز به مردن ميكنی به آرامي آغاز به مردن ميكنی تو به آرامی آغاز به مردن ميكنی تو به آرامی آغاز به مردن ميكنی شعر : پابلو نرودا ترجمه : احمد شاملو پی نوشت : - کاش بودی ...
|
About![]()
ز من مپرس کیم یا کجا دیار من است، ز شهر عشقم و ، دیوانگی شعار من است
Home
|