|
صدای بلبل بهاری، چک چک آب، نم نم بارون، گریة نوزاد، رقص خوشید تموز، غرش ابرها، ترانة رود جاری، خش خش برگ های پاییزی، سرمای برف تمییز صبحگاهی، آب شدن آرام و زیبای قندیل های یخ، راز و نیاز مادر بعد از نماز در وجودم فریاد میزند : زندگی جاریست... و این منم ایستاده ام متوقف در زمان و عمرم می رود، چو شمعی در باد ... پینوشت : ۱. غرق شده ام در روزمرگی ... ۲. وقتی زنی در سکوت غوطه ور شد... بدان وقت رفتنش است
باز باران، با ترانه، با گهرهای فراوان می خورد بر بام خانه. پینوشت : ۱. دل آدم توی بارون کم کم شسته میشه و ته نشین دلش میشه خاطرات ... ۲. چرا ما آدمها وقتی بارون میاد فرار میکنیم و وقتی آسمون آفتابیه آرزوی نم نم بارون رو داریم؟ ۳. پینوشتم نمی یاد دیگه ...
سال هاست دور بیهوده ی عشقم اینگونه است: آنقدر به سنگ عشق می ورزم که او نرم میشود و گرمای عشق را می پذیرد و عاشق دیگری میشود.... و من می مانم هیچ... تو هم از این قبیله ای مدعی ... پینوشت: ۱. کاش بهانه ای برای با تو بودن وجود نداشت... ۲. مدعیان را آزموده ام همه آنها پوچ بودند...
|
About![]()
ز من مپرس کیم یا کجا دیار من است، ز شهر عشقم و ، دیوانگی شعار من است
Home
|