کافه انتهای کوچه بن بست
حتی در انتهای یک کوچه بن بست نیز می توان جایی برای قسمت کردن تنهایی یافت
اولین دانه های برف سفید و نرم بر روی صورتم نشستند و من چه بیچاره به یاد تو افتادم ،خوب من. خوب من، بعد از گذشت این همه چشم به راه بودنت، تازه فهمیدم که دلت در گروی دیگری بود و من چه بیچاره اینقدر دیر و تلخ به این حقیقت رسیدم. دلم برای دل ساده ام مسیوزه، برای تمام چاره هایی که کردم تا تو از آنِ من شوی و حال چه بیچاره یافتم خود را در کوچه تاریک و سرد تنهایی و حماقت. خوب من، از زمستان میترسم زیرا تو را در آن گم کردم و چه بیچاره ام در برابر زمستان امسال بدون تو. خوب من، میخواهم بیابمت نه از برای اینکه در آغوش لرزانم بفشارمت نه؛ میخواهم بپرسم : چرا وقتی دل به دیگری داشتی و نگاه های ملتمسم به تو فهماندند که میخواهمت، مرا رها نکردی و طناب اسارتم را محکم تر کردی؟ و حال من چه بیچاره ام در برابر این پرسش ها و تردیدها. خوب من، من بیچاره ام و جستجوگر تو. راهی نشانم بده، راهی که به تو ختم شود. به نگاه های تو، به لبخندها و شیرین زبانی هایت، به حرف های پر از کنایه ات، به شوخی های جدیت، به جدیت های پر از شوخی ات. به دادم برس، بیچاره ام، بیچاره. بیچاره ام در برابر خاطراتت، بیچاره ام در برابر این امید احمقانه در دلم که فریاد میزند" می آید، او خواهد آمد". بیچاره ام از بس به هر که از تو نشانی دارد رسیدم و سراغی از تو نگرفتم تا نکند به تو بگویند که فلانی هنوز در پی توست و تو بگریزی از یادم.آه که وقتی از کنارشان میگذرم بوی تو را میدهند. خوب من، بیچاره ام از خماری بوی تو، راستی گاهی در میان پرسه هایم در بین این مردمان بیگانه در شهر عطر تو به مشامم می رسد و من چه بیچاره ام در برابر دلتنگی هایم. بیچاره دلم، بیچاره امیدم، بیچاره جوانی ام که همه به دنبال تواند. آه عزیز ترش رویِ دل نازکم، به آغوشم بیا تا این بیچاره گرمای وجودت را به دل یخ زده اش بسپارد و ذهن منجمدم کمی رنگی شود. عزیزم، بیچاره ام. برگرد و چاره ای کن برای این شبح خاکستر شده در فراغ تو. خوب من، هرگاه به یاد غمت میفتم بیچاره میشوم که چرا تو غمی در دل داری، غمت را به دل من بسپار عزیزترینم به خدا قسم که میپذیرم، فقط تو شاد باش. به دادم برس، به دادم برس، به دادم برس که من بیچاره ام ... ------------------------------------------------------------ آدمها وقتی دیوونه میشن میرن دیوونه خونه، وقتی معتاد میشن میرن شیره کش خونه، وقتی فاحشه میشن میرن فاحشه خونه، وقتی خلافکار میشن میرن ندیم خونه، وقتی سرد میشن میرن مرده شور خونه، اما آدمها وقتی عاشق و بیدل میشن هیچ جا نمیرن هیچ جا جاشون نیست ، هیچ جایی نمیتونن برن تا آروم بگیرن و درمونی واسه دل آتیش گرفتشون پیدا کنن. آخه هیچ جا جاشون نیست جز کنار معشوق که اون بی انصافم نمیخوادش، نمیذاره نمیذاره.... جا واسه همه هست واسه همه، به جز شیدا و عاشق بیچاره...
| Design By : Night Skin |

